قصه عشق

از کجا آغازکنم؟

بیان قصه ای که گویای

عظمت و شکوه یک عشق باشد

قصه ی عشق شیرین که

از دریا کهنسال تر است

حقیقتی ساده از عشقی که

او برایم به ارمغان آورد...

از کجا آغاز کنم؟

او همانند بارانی تابستانی که

زمین را به سطحی درخشان مبدل می سازد

به دنیای من راه پیدا کرد

و زندگیم را درخشان ساخت

او به دنیای خالی من

مفهوم بخشید

او قلب مرا لبریز می کند

و دل مرا با احساسی خاص

لبریز می کند

او روح مرا از عشق والا و بیکران

سرشار می سازد

آنگونه که هرجا بروم

هرگز تنها نخواهم ماند.

با وجود او چه کسی می تواند تنها باشد

راستی این عشق تا چه هنگام دوام خواهدداشت؟!

آیا می توان عمر عشق را

با مبنای روزو ساعت سنجید؟

اکنون جوابی ندارم!!

اما همین قدر قادرم بگویم که:

به او نیازدارم

او قلب مرا لبریز میکند.

/ 16 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رویا

سلام دوست عزیز وب زیبایی دارین خوشحال میشم به منم سری بزنین بای

فائزه

مرامیبینی وهردم زیادت میکنی دردم/ترامیبینم ومیلم زیادت میشودهردم/به سامانم نمی پرسی!!!به درمانم نمی کوشی!!!نمی دانی مگر دردم؟؟؟[گل][گل]

مینا

سلام.مثل همیشه زیبا.موفق باشید[گل]

مارال

سلام خیلی عالی دست نوشته های شما قوی و گیرا است... شما رو تو پیونده میزارم موفق باشید

فرناز

سلام ممنونم از لطفتون. نوشته هاتونو خوندم مثل همیشه پر معنیه.در ضمن کار همسفرتون, فائزه جونم زیباست مثله خودتون با احساس می نویسه. پـــــــــاینده بــــــــــاشین

ردپای خدا

سلام پیر شدم من سر این وبلاگ ... بیا ببین درست شده یا نه؟؟؟

فردیس

سلام خوبی؟ بلاگ زیبایی داری پیش ما هم بیا

بهنام

می دانم... من دیر رسیدم... خیلی دیر... خیلی... یک بار دیگر بگذار بی ادعا اقرار کنم که هر روز دلم برایت تنگ می شود. روزهایی که تو را نمی بینم، به آرزوی های خفته ام می اندیشم، به فاصله بین من و تو... چه بسا چیزی را ناخوش داشته باشید وآن به سود شماباشد و چه بسا چیزی را خوش داشته باشید و آن به زیان شما باشد و خداوند می داند و شما نمی دانید. سلام ... زيبايي دنيا تقديم شما حالت خوبه ؟ دلتنگ بودم و دوباره يه سري به وبم زدم اگر لايق دونستين يه سري به كلبه ي تنهايي هاي ما بزنيد و ... ! منتظر حرف دلشما هم هستم ... موفق باشين ... التماس دعا به اميد ديدار ... [گل]

mina kiani

من آپم من تور و نمی شناسم تو خودخواهی...............واسه این که وقتی داری رانندگی میکنی و توی سرعت زیادی و یه ماشین از پشت میخواهد بهش راه بدی این کارو نمی کنی و به راه خودت ادامه میدی ......ومیگی خب حالا که ماشینم چند بار تصادف کرده دیگه ازتون نمیترسم .. . . . . . . . . .بقیه شو بیا وبلاگم بخون