ناگفته های یک قلب عاشق

شمیم رویا

از کجا آغاز کنم؟

بیان قصه ای که گویای

عظمت و شکوه یک عشق باشد

قصه ی عشق شیرین که

از دریا کهنسال تر است

حقیقتی ساده از عشقی که

او برایم به ارمغان آورد...

از کجا آغاز کنم؟

او همانند بارانی تابستانی که

زمین را به سطحی درخشان مبدل می سازد

به دنیای من راه پیدا کرد

و زندگیم را درخشان ساخت

او به دنیای خالی من

مفهوم بخشید

او قلب مرا لبریز می کند

و دل مرا با احساسی خاص

لبریز می کند

او روح مرا از عشق والا و بیکران

سرشار می سازد

آنگونه که هرجا بروم

هرگز تنها نخواهم ماند.

با وجود او چه کسی می تواند تنها باشد

راستی این عشق تا چه هنگام دوام خواهد داشت؟!

آیا می توان عمر عشق را

با مبنای روزو ساعت سنجید؟

اکنون جوابی ندارم!!

اما همین قدر قادرم بگویم که:

به او نیاز دارم

او قلب مرا لبریز می کند.

نوشته شده در جمعه ٦ شهریور ۱۳۸۸ساعت ۱٠:٠٦ ‎ق.ظ توسط ایلیا صالحی نظرات () |


Design By : Night Skin