ناگفته های یک قلب عاشق

شمیم رویا

سلام دوستان گلم من باز اومدم، اینبار میخوام براتون حرف بزنم (مثل قدیما) توی این مدت اتفاقای زیادی افتاده، اتفاقای خوب اتفاقای بد، میخوام به مرور همه رو بنویسم... مدتیه حس شعر و شاعریم بازم بعد سالها گل کرده امیدوارم اینبار دیگه هیچی باعث نشه بخشکه! دوستان عزیزم مجبور نیستین برای مطالبم نظر بزارید اما از دوستای بامعرفتی که نظر میزارن تشکر میکنم... بیشتر گلایم از عزیزانیه که میان تو قسمت نظرات مینویسن( من آپم... من به روزم... یا از این قبیل) من به وبلاگ هیچکدومشون نمیرم گفته باشم!!!

خب بگذریم حالتون چطوره ؟ با شما هسنم بامعرفتا! بی معرفتا! کوچولوا ! همگی خوب هستید؟ امیدوارم همتون شاد  و حبه انگور  نه نه ببخشید شنگول باشید... منتظر مطلب بعدی باشید پیشاپیش آرزوی شب یلدایی خاطره انگیز و رویایی رو براتون دارم ... فعلاً بایماچ

نوشته شده در شنبه ٢۸ آذر ۱۳۸۸ساعت ۱٠:٠۱ ‎ق.ظ توسط ایلیا صالحی نظرات () |


Design By : Night Skin